حسين قرچانلو
4
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
كرت گريخته بودند درگرفت . لزوم مقاومت در برابر اين دشمنان ، عبريان را بر آن داشت تا در شكل حكومت خود تغييرى بدهند و حكومت سلطنتى را بپذيرند . پس از سالها جنگهاى داخلى ، سرانجام داود ( ع ) كه از قبيلهء يهودا بود پادشاه همهء عبريان شناخته شد . وى اورشليم « 1 » را گرفت و آن را به پايتختى برگزيد و پس از غلبه بر اقوام مجاور ، آنان را خراجگزار خويش كرد . سلطنت او توأم با افتخاراتى براى قوم يهود بود . پس از او ، پسرش ، سليمان ، سلطنت يافت . سليمان معبد اورشليم را بنا و با دولت صور و مصر روابط دوستانه برقرار كرد . پس از درگذشت سليمان ، ميان قبايل يهود جنگهايى درگرفت كه سرانجام به تشكيل دولتى منجر شد كه پايتختشان شهر سامارى يا سىشم « 2 » بود . پس از اندك مدتى ، آشوريها خود را آمادهء گشودن كشورهاى مجاورشان كردند . آنان به سرزمين فلسطين و سوريه هجوم بردند و دولت يهود تازه تشكيل شده را از ميان برداشتند ؛ اما دولت قديم يهود به نام يهودا را خراجگزار خود كردند . سرانجام ، بابليها دولت يهودا را منقرض كردند و يهوديان بسيارى را به اسارت به بابل آوردند . پس از سقوط بابل در 539 ق . م ، پارسها به عبريان ، كه اسرائيلى و يهود نيز ناميده مىشدند ، اجازه بازگشت به فلسطين و تجديد بناى معبد خويش را دادند . « 3 » با تسخير ايران به دست اسكندر در 331 ق . م امپراتورى عظيم ايران كه از رود سند تا درياى مديترانه امتداد داشت از هم پاشيد . يونانيان در پى اين پيروزى ، همهء مرزهاى ايران را گشودند و سراسر آن را زير نفوذ خود درآوردند . اين كشورگشايى ، سرزمينهاى تسخير شده را يونانى نكرد ، بلكه به همان صورت ايرانى خود در زير فرمان يونانيها باقى ماند . اسكندر كه هنوز جوان بود ، در 323 ق . م از دنيا رفت . بلافاصله پس از مرگ وى ، سردارانش بر سر تقسيم ميراث او با يكديگر به نزاع برخاستند . تا سال 312 ق . م ، جنگ داخلى ميان ايشان ادامه يافت و در اين سال در تقسيم ممالك اسكندر با يكديگر توافق يافتند و قسمت آسيايى كه عملا تمام ايران قديم بود ، سهم سلوكوس
--> ( 1 ) . Jerusalem ( 2 ) . Sishem ( 3 ) . تاريخ جهانى پيش از تاريخ تا قرن شانزدهم ؛ ج 1 ، ص 47 - 51 .